«زیر پوست شب...»

 

سعید الف.

 

دیشب چهرۀ آقای محسن سازگارا را دوباره از تلویزیون صدای هیات حاکمۀ آمریکا زیارت کردیم. آقای سازگارا که چند روز پیش با ژستی قهرمانانه از تلویزیون صدای امپریالیسم امریکا قهر  کرده بود، این بار با حلقه­ی سبزرنگی بر مچ دست در تلویزیون ظاهر شد و انگار که هیچ اتفاقی رخ نداده، با هیجان، به تشریح اوضاع سیاسی ایران و جهان پرداخت! او به همراه یکی دیگر از «سیّد گربه های مرتضی علی» معروف، یعنی جناب آقای علیرضا نوری زاده، افاضاتی در وصف «دموکراسی»، مدنیّت، عدم خشونت و پرهیز از «قهر انقلابی» بیان فرمودند. گویا ژست های «میهن پرستانۀ­» سازگارا در برنامه­های «یو تیوب» کارساز نشده بود و اربابان «میهن پرست» او در صدای امپریالیسم آمریکا، تصمیم به بازگشت او گرفته اند. محسن سازگارا برای این که بینندگان تلویزیون آمریکا، قسم «مهین پرستی»،اش را بپذیرند، تاکید کرد که به عنوان «یک بچه مسلمان میهن پرست» اگر نیرویی ( امریکا یا اسرائیل) خواست به ایران حمله کند، او و دیگر بچه مسلمانان دیگر (بخوانید دوستان پاسدار و بسیجی اش)، قلم پایشان را خواهند شکست!  سازگارای «بچه مسلمان» و نوری زادۀ «بچه آخوند»، آنگاه از  بالای منبرِ صدای آمریکا مردم ایران را به خویشتن­داری و پرهیز از «خشونت» در برابر خشونت عریان ِ دژخیمان بسیجی و پاسدار و پیروی از رهبری «سبزها» دعوت ­کردند!

آقای محسن سازگارا گویا از یادشان رفته است که سپاه پاسداران و «بچه مسلمانانی» از قبیل خودش، با چه خشونتی هزاران نفر از مخالفان حکومت اسلامی را در دهۀ 60 خورشیدی به خاک و خون کشیده اند! یا اقای نوری زاده این عالی جناب سبزپوش و نازک دل ما چگونه در انتخابات دورۀ قبل آمریکا، با زبان کُلفتی خاص خود، سنگ خشونت وحشیانۀ نومحافظه­کارانی مانند جورج بوش و دیک چینی را به سینه می­زد و شکنجه، آدم ربایی، خشونت و کشت و کشتار صدها هزار نفر از مردم  عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان را توجیه می­کرد!؟ البته با روی کار امدن اوباما، «صدای آمریکا» هم تغییر کرد و «نرم» شد و دیگر «ارباب» نیاز چندانی به تحلیل های کارشناسان خشن ایرانی «تغییر رژیم از بیرون» نداشت. بدین ترتیب، صدای امریکا دکان کودن­ترین این کارشناسان را تخته کرد ولی محسن سازگارا و علیرضا نوری زاده از جنس دیگری هستند!

بدون تردید، آغاز جنبش خودجوش مردم ایران، محاسبات آمریکا، اسرائیل  و غرب را بهم ریخته است. اکنون آمریکا، اروپای متحد و کل نظام سرمایه­داری بر سر دوراهی قرار گرفته اند و از گسترش جنبش اعتراضی مردم ایران وحشت کرده اند. گسترده تر شدن جنبش اعتراضی مردم از یک سو، و تاکتیک های مقابله و احمقانۀ حکومت کودتاگر از سوی دیگر، امپریالیسم را وادار به واکنش «آرام»تر کرده است. بدون تردید کشورهای غربی  و اسرائیل ترجیح می­دهند که جنایتکارانی مانند خامنه ای و احمدی نژاد در قدرت باشند تا این که مردم ایران به خیابان ها بیایند و سرنوشت خود را خود در دست بگیرند. چرا که استقرار دموکراسی مستقیم در ایران، جرقۀ آغاز جنبش های آزادی خواهانۀ مردم در سرتاسر خاورمیانه، علیه بنیادگرایان اسلامی و رژیم های دست نشاندۀ آمریکا در مصر، عربستان، امارات، عراق، افغانستان و دیگر کشورها خواهد شد. به همین علت و در این مقطع از تاریخ معاصر است که نقش افرادی مانند سازگارا و نوری زاده اهمیت می­یابد. کسانی که کمتر از یک ماه پیش به مردم رهنمود می­دادند که در انتخابات شرکت نکنید و چه و چه ... به ناگهان صد و هشتاد درجه در هوا پشتک زدند و همانند گربه های مرتضی علی چهار دست و پا به زمین فرو آمدند و رنگ سبز را به جای پرچم سه رنگ آمریکا، به دست و «زبان» خود مالیدند! البته این کارشناسانِ آموزش دیدۀ حوزه های علمیۀ قم، نجف، لندن و واشنگتن، بسیار باتجربه هم هستند و از هر کاهی کوهی می­سازند و از هر کوهی کاهی! از جمله این که عالی جنابان سبزپوش ما برای انحراف افکار عمومی مردم نسبت به ماهیت متناقض سیستم سرمایه­داری ایران و جهان، عوامل امنیتی روسیه را در طراحی کودتای خامنه­ای – احمدی نژاد معرفی می­کنند و مقصر اصلی جلوه می­دهند!؟ تحلیل­های امروزین نوابغ سبزپوش، درست به مانند تصورات توطئه گرانۀ سی سالۀ سلطنت طلبانی است  که فکر می کنند که این آمریکا و انگلستان بودند که انقلاب 57 را به راه انداختند تا اعلیحضرت را برکنار کنند که ایران به دروازه های «تمدن بزرگ» نرسد!

بدون تردید، دولت روسیه از همان آغاز انقلاب 1357 از طریق حزب توده و سازمان فداییان اکثریت نقش مهمی در سرکوب مردم ایران و تثبیت جمهوری اسلامی داشته است. در آن تردیدی نیست! این نیز درست است که امروزه روسیه و چین از رژیم «مهرورز» ایران حمایت می­کنند و خواهان معاملات چرب تر با همین دژخیمان حاکم هستند و از هر فرصت مناسبی برای تثبیت این رژیم منفور استفاده می­کنند. اما، مگر شرکت های بزرگ سرمایه داری (نوکیا، زیمنس و...) به این رژیم خونخوار آخرین تکنولوژی تخریب مخابراتی و شنود اطلاعاتی – امنیتی، و وسایل ضد شورش و سرکوب را نمی فروشند و معامله های کلان نمی­کنند؟ بزرگ­نمایی نقش روسیه در تحولات اخیر ایران، آن­هم توسط کارشناسان ایرانی صدای امپریالیسم آمریکا، همان قدر مزورانه است که تصورات کودکانه­ی سلطنت طلبان رانده شده از قدرت! آقایان، خوب گوش کنید؛ این دولتمردان کنونی و یا از قدرت رانده شدۀ نظام سرمایه­داری در «جمهوری اسلامی» هستند که عامل اصلی خشونت، حبس، شکنجه و کشت و کشتار سی سالۀ مردم ایران هستند.

 

آقای علیرضا نوری­زاده، شما که از حافظۀ بسیار خوبی برخوردار هستید، گویا خود را به فراموشی زده اید! مگر شما نبودید که در وصف آیت الله خمینی در روزنامۀ اطلاعات مورخ چهارشنبه  27 دی ماه 1357 چنین شعری سرودید: «... چیزی چنان تو زیبا، خونین و معطر، چیزی شکفته است، در میان این همه آواز، می­بینم، "دامون" و "عاطفه" چشم انتظار آمدنت، بر جاده های شرق اساطیری ایستاده اند...». مگر یادتان رفته است که در روزنامۀ های نیمروز و کیهان چاپ لندن هنگامی که مجلس خبرگان حجت الاسلام خامنه ای را به جای آیت الله خمینی برگزید، با چاپلوسی خاص یک بچه آخوند نوشتید که ایشان روحانی برجسته و شخصیت «فرهیخته ای» هستند و... . مگر شما خودتان را طرفدار «دموکراسی» و جنبش ملی کردن نفت ایران و دکتر مصدق معرفی نمی کنید؟ پس چگونه است که اکنون جیره خوار «صدای» همان دولتی شدید که علیه دکتر مصدق و مردم ایران کودتا کرد!؟ قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دُم خروس را؟

آقای سازگارا شما نیز در ریاکاری دست کمی از دیگر عالی جنابان سبزپوش ندارید. شما به عنوان یکی از بنیا­نگزاران سپاه پاسداران، نقش مستقیم در سرکوب مردم ایران داشته اید! شما به قول خودتان تا سال 1368 و در اوج کشتارهای دهۀ 60 رژیم جمهوری اسلامی ایران، مقامات مهمی از قبیل معاون سیاسی در دفتر نخست وزیر (آقای موسوی)، معاون وزیر صنایع سنگین، و... در جمهوری اسلامی داشته اید! اینک نیز برای این که  سرسپردگی خود را به امپریالیسم اثبات کنید  و شما را تحویل بگیرند، حتی عکس مشترکی با آیت الله خمینی را  در سایت خود نصب کرده اید تا نشان دهید که از همان دوران جوانی چه «شخصیت مهمی» بوده­اید! آقای سازگارا، عکس مشترک با بنیان­گذار حکومت جهل و جنایت، شاید «رِفِرنس» خوبی برای گرفتن بورس های تحقیقی چرب و خدمت­گزاری آکادمیک در دانشگاه ها باشد، و یا شاید حضور در «صدای هیأت حاکمۀ» آمریکا را آسان سازد، و یا حتی موجب ارعاب عقیدتی چند «بچه مسلمان» تازه به دوران رسیدۀ  بسیجی و پاسدار شود، اما همین عکس شما در برابر دادگاه تاریخ، خود به تنهایی یک سند همکاری در جهل و جنایت است و در پیشگاه مردم قهرمان ایران، باعث شرمندگی و ذلّت! 

18 تیرماه 1388